خاطرات یک زن .....

دوستای خوب ومهربونم که تنهام نگذاشتید اما تو این مدت خیلی ها اذیتم کردن با اینکه ازدواج موقتم کردم وبعد از چند سال به آرامش رسیدم ولی باز اینجا هنوز برخی کامنت هاآزارم میدن هر وقت فرصت کردم و خواستم ادامه خاطراتم رو بنویسم و تمامش کنم حرفهاو شماره دادن ها آزارم داد خسته شدم از بس اینجا این هرزه گویی ها را خواندم همه شما دوستان خوب و قدیمی که یکسال کنارم بودید را دوست دارم امیدوارم هرگز اتفاقاتی که برای من افتاد برای شما اتفاق نیفته
+ نوشته شده در  جمعه بیست و هشتم مهر 1391ساعت 23:57  توسط سارا  | 

5

بچه ها ببخشید که دیر شد این روزها شدیدا سرم شلوغه هم سر کار میرم و هم با شوهرم هستم دیگه اصلا نمی رسم به شما خوبان سربزنم. شرمنده روی ماه همگیتون هستم همین طور که قول داده بودم بالاخره این قسمت رو هم نوشتم و باید بگم که الان موقعیتم مناسبه و با ازدواج موقتی که کردم خیلی آرامش گرفتم و از تنهایی هم نجات پیدا کردم و جای هیچ نگرانی نیست این ها خاطرات قبلم هست تا شما ها عبرت گرفته و تجربه ایی برای شما بشه

لطفا خاموش هم نباشید منتظر نظرات خوبتان هستم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  چهارشنبه پانزدهم شهریور 1391ساعت 0:32  توسط سارا  | 

4

دوستانم از این که تنهام نگذاشتید ممنونم دل خوشیم همین شماها هستید

 اما این مدت حرفهایی بهم زدن که از ادامه نوشتن دل سردم کردن دلم میخواست

  خاطراتم رو ببنویسم اما بعضیها نگذاشتن

از این که نمیتونم جواب کامنتهاتونم بدم معذرت می خواهم

همه شما رو دوست دارم امیدوارم خاطراتم درسی واسه شماها عزیزام باشه.

 

زخم که می خوری حتما مزه مزه اش کن

حتما نمکش اشناس

....

 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  شنبه هفتم مرداد 1391ساعت 1:14  توسط سارا  | 

3

بلند ترين شاخه درخت ،

 يک واژه را مي فهمد ،

 و آن هم تنهائيست . . .

...

..

.


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه سیزدهم تیر 1391ساعت 1:36  توسط سارا  | 

2

دوستان عزیزم ممنون از اینکه به یادم هستید عیدمبعث رو به همه شما مهربونها تبریک

میگم جدیدا رفتم سرکار و اونجا یک خواستگار خوب پیدا کردم دعاکنید که بهم برسیم فعلا

سرم شلوغه نمی رسم جواب محبتاتون و بدم

بعضی ها هم ازم ناراحت شدن واسه خاطرات آخه این خاطرات روزهای شومم نیز تموم

بشه مثل قبل همه رو حذف میکنم اینها رو مینویسم تا بقیه از گذشته تلخم درس

بگیرند تنها هدفم این هست شما مرتکب اشتباهات من نشوید پس تحملم کنید ممنونتون

هستم همه شما رو دوست دارم


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 11:50  توسط سارا 

1

دوستان عزیزم مرسی از محبتاتون وقتم محدود شده و نمیتونم جواب

 کامنت های شما عزیزانم رو بدم معذرت

رمز هم رمز قدیمی و قبلیم هست

حقیقت تلخ است اما گفتنی

  


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و سوم خرداد 1391ساعت 10:28  توسط سارا  | 

بچه ها از امروز تمام خاطرات گذشته رو حذف کردم تا از زندگی جدیدم بنویسم و اتفاقاتی که برام رخ داده رو اینجا برای شما تعریف کنم خودمم خسته شدم از گذشته و حال دوستای خوبی هم بیرون از اینجا ژیدا کردم و با چندتاشون رابطه دارم  میخواهم حسابی از این تنهاییم لذت ببرم اینجا هم ژیشنهادهای زیادی داشتم حالا نمیدونم با کدومشون باشم   فعلا اینجا دیگه تعطیله منتظرم نباشید
+ نوشته شده در  شنبه بیستم خرداد 1391ساعت 21:20  توسط سارا  |